حسن بيگلرى

102

سر البيان في علم القرآن ( فارسى )

قرار گرفته و افكار و نظريات خود را ضمن داستانهائى كه غالبا مجعول و دروغ است بدل و دماغ خوانندگان نفوذ ميدهند . قرآن مجيد كتاب تاريخ نيست ولى قسمتى از تاريخ گذشتگان و عواقب اعمال آنان را از نظر توحيد و شرك و اطاعت يا تمرد بصور گوناگون و با منطق صحيح و نيرومندترين اسلوب مورد تجزيه و تحليل قرار داده است . ببيان ديگر ، وقايع تاريخى اين كتاب مقدس آسمانى از بىايمانى يا ايمان امّتها ، از پيروزى يا شكست ملّتها ، از عدالت يا ستمكارى اقوام و بالاخره از حوادث خوب و بد ملل گذشته بحث مىكند و منظور از آن نشان دادن چهره‌هاى مختلف مسائل اجتماعى و تربيتى و توجه دادن مردم بجنبه‌هاى مختلف زندگى گذشتگان است تا مسلمانان جهان بدانند كه علل انحطاط ملل و اقوام پيشين چه بوده و اعراض آنان از دعوت سفراى الهى چه نتايج شومى داشته و عاقبت نافرمانى جباران و ستمگران بكجا انجاميده است . بنا بر اين بررسى قصه‌هاى تاريخى قرآن در بيدارى فكر انسان و شناختن علل خوشبختى و بدبختى گذشتگان عامل مؤثرى بوده و بآدمى درسهاى عبرت انگيز ميآموزد و آنانرا بمسائل اساسى نيك بختى و نكات حساس تربيتى ارشاد مينمايد تا از عواملى كه موجب انحراف و بدبختى پيشينيان شده دورى كنند و راه و روش نيكان را سر مشق زندگى خود قرار دهند و از فيض ايمان صحيح و اندرزهاى قرآن عظيم بهره‌مند شوند چنان كه خداوند بزرگ در آيه 176 سوره اعراف چنين فرموده : فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ( اى رسول گرامى وقايع گذشتگان و تاريخ پيشينيان را براى مردم نقل كن تا نيروى تفكرشان به كار افتد و نيك و بد زندگى خويش را از خلال آن وقايع تاريخى تشخيص دهند ) . خداوند متعال قصهء حضرت يوسف پيغمبر را احسن القصص ( نيكوترين داستانها ) ناميده است زيرا در سورهء مباركهء يوسف اسامى عده‌اى از پيامبران و صالحان ، اختلاف احوال آدميان ، فضل عقلا و عالمان ، نقص سفها و جاهلان ، مكر و حيلت